عشق

  من از قصه زندگی ام نمی ترسم

  من از بی تو بودن به یاد تو زیستن و تنها از خاطرات    

   گذشته تغذیه کردن می ترسم.

  ای بهار زندگی ام

   اکنون که قلبم مالا مال از غم زندگیست

  اکنون که باهایم توان راه رفتن نداردبرگرد

  باز هم به من ببخش احساس دوست داشتن جاودانه را

  باز هم آغوش گرمت را به سویم بگشا

  باز هم شانه هایت را مرحمی برایم قرار بده.

  بگزار در آغوشت آرامش را به دست آورم

  بدان که قلب من هم شکسته

  بدان که روحم از همه دردها خسته شده.

  این را بدان که با آمدنت غم برای همیشه من را تخواهد  کرد.

  بس برگرد که من به امید دیدار تو زنده ام

| یکشنبه ۳۱ امرداد ۱۳۸٩ | ٤:٢٧ ‎ب.ظ | سحرابرازعشق هاتون () |

Design By : shotSkin.com